بیوگرافى Edward Kenway | شیطان کارائیب

بیوگرافى Edward Kenway | شیطان کارائیب

طراحان عصر نوین موزیک بازی
بازی های آینده
تبلیغات

  • نوشته شده توسط : salar در تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۹۳
    چاپ این صفحه

    تولد

    Edward James Kenway در سال ۱۶۹۳ در Swansea, Wales چشم به جهان گشود.پدر و مادر او هر دو کشاورز هایى معمولى بودند نام پدر او Bernard Kenway و نام مادر او Linette Hopkins است.در ۱۰ سالگى خانوادشان از Swansea به Bristol نقل مکان کردند این تغییر مکان تأثیر زیادى روى رفتار Edward گذاشت که باعث شد او به ادمى شرور تبدیل شود که همش بخاطر کارهایش به زندان برود.

    twh

    ازدواج

    Edward در هفده سالگى با خانمى به نام Caroline Scott اشنا شد انها به سرعت با هم دوست شدن و در سال اول اشنایشان با هم ازدواج کردند و بجز از مدتى Caroline بچه دار شد ولى هیچ وقت به Edward نگفت.ازدواج انها بعد از مدت کوتاهى به مشکل برخورد چون که Edward نمیتونست به یک شغل عادت کند و پشت سر هم شغل عوض میکرد و وظایف همسرى اش را جدى نمیگرفت و بعد از مدتى به فکر ادوارد رسید که به دریاى کارائیب برود و یک دریانورد مزدور شود اما Caroline با این کار او مخالفت کرد و Edward را ترک کرد و رفت تا با پدر و مادرش زندگى کند و اونجا بود که Caroline به باردار بودن خود پى برد و تصمیم گرفت به Edward نگوید.

    دریانوردى

    Edward براى ثابت کردن ارزش هاى خود دست بر روى ارزو هایش گذاشت و شروع به دریانوردى کرد بعد از چند سال جنگ بین بریتانیا و اسپانیا تمام شد و کشتى هاى انگلیسى به کشور خود بازگشتند بخاطر همین Edward بیکار شد و بعد از مدتى ناوگان بریتانیا را ترک کرد و به دزدان دریایى پیوست.او اول در یک کشتى کوچک شروع به کار کرد،همه چیز خوب پیش میرفت تا وقتى که انها لقمه بزرگ تر از دهنشان ورداشتنند و با یک ناو بزرگ انگلیسى شروع به جنگ کردند اون ناو حامل شخصى بود به نام Duncan Walpole بود که عضوى از فرقه قاتلان(Assassin’s) بود و به انها خیانت کرده بود و اطلاعاتى مهم را براى Templar ها میبرد.بعد از خراب شدن کشتى ها هر دو به کنار ساحل میروند و با هم صحبت هایى میکنند:

    Edward-Kenway-1024x597
    Edward:براى تو هم خوب نبود ها؟
    Duncan:هاوانا…..من باید به هاوانا بروم.
    Edward:خب من هم همین الا یه کشتى درست میکنم!
    Duncan:من بهت پول میدم این صدایى نیست که شما دزد دریایى ها از همه بیشتر دوست دارید؟
    Edward:به حرف زدنت ادامه بده!
    Duncan:منو میبرى یا نه؟
    Edward:الان دیگه اون طلا را بر تن ندارى،یا دارى؟
    Duncan:اصلحه اش رو میکشه و بلند میشه و میگه:دزد هاى دریایى لعنتى!ولى باروت اصلحه اش خیسه و نمیتواند ادوارد را بکشد.

    Edward او را دنبال میکند!
    Duncan:دنبالم کنى میکشمت.
    Edward:ما میتونیم تو این کار با هم همکارى کنیم.
    Duncan:فاصله ات رو حفظ کن.

    او یک اصلحه پیدا کرده و به ادوارد تیرى پرت میکند و فرار میکند و ادوارد بعد از تلاشى که Duncan کرد که او را بکشد او را دنبال میکند و او را میکشد و در وسایل او نامه اى پیدا میکند.متن نامه:

    اقاى دانکن والپل.من پیشنهاد سخاوتمندانه شما را قبول میکنم،و با اشتیاق منتظر امدن شما هستم.اگر شما واقعا به اطلاعاتى که ما نیاز داشته باشیم را داشته باشید ما میتوانید به شما پاداشى سخاوتمندانه اى بدهیم
    من ممکن است چهره شما را نشناسم ولى میتونم از لباس شما که توسط فرقه مخفى شما درست شده است شما را بشناسم بنابراین با عجله به هاوانا بیاید و اعتماد کنید که به عنوان یک برادر به شماخوش امد گفته میشه.
    Laureano de Torres y Ayala

    Edward بعد از خواندن نامه به هاوانا سفر میکند و به دروغین عضوى از templar ها میشود ولى بعد از مدتى انها متوجه میشوند که او Duncan نیست و او را در یک کشتى حامل گنج زندانى میکنند ولى او با شخصى به نام Adéwalé و چند دزد دریاى دیگر با یک کشتى فرار میکند که Edward بعدا اون کشتى رو مال خودش میکند و نان ان کشتى را میگذارد Jackdaw…………………..

    th

    Nassau

    Edward و افرادش به Nassau رسیدن او دوباره با دوستان قدیمى اش یعنى Thatch و Benjamin Hornigold و James Kidd ملاقات کردن.Edward براى به دست اوردن افراد براى کشتى اش شروع به کمک کردن به دزدان اسیر کرد و بعد از چند ساعت افراد را جمع کرد و براى یک اموزش کاپیتانى پیش Benjamin Hornigold رفت و ان ها با کشتى Edward به دریا ازاد سفر کردن و به چند کشتى حمله کردو اذوقه و کالا هاى گران قیمتشان را دزدید.بعد از ان Thatch فرمانده دزدان دریایى براى امنیت بیشتر به Edward پیشنهاد داد که یک ناو عظیم اسپانیایى را بدزدند که نقشه انها توسط Charles Vane و
    Jack Rackham خراب شد و مجبور به فرار شدن ولى Thatch عقب نکشید و باز هم به Edward گفت اون ناو رو میخواد بخاطر همین Edward به تنهای به جزیره حامل ناو رفت و هم ناو را دزدید و هم Julien du Casse یک عضو templar را به قتل رساند.

    edward_kenway_by_xmedeax-d5ybyvm

    فرقه قاتلان(Assassin’s)

    James kidd به Edward قول یک گنج بزرگ رو میدهد و به او میگوید به Tulum بیا تا به تو نشان بدم وقتى Edward به tulum رسید فهمید که اونجا یه شهر بزرگ Assassin ها است او اول نگران James شد و به دنبال او گشت تا او را پیدا کرد و فهمید که او عضوى از فرقه است و مجبور میشود به دنبال James برود و ببیند کسى که تو Havana دیده واقعا The Sage بوده یا نه؟بعد از ان که از ان مکان اسرار امیز بیرون میاید رئییس فرقه به Edward میگوید اطلاعاتى که تو به Templar ها دادى باعث این شده(سربازان Templar به Tulum امده و بسیارى از قاتلان و افراد Edward را دستگیر کرده و میخواهند به قتل برسانند)Edward به سرعت وارد عمل میشود همه را ازاد میکند و سربازان دشمن را فرارى میدهد و مدتى بعد انجا را ترک میکند و به nassau بازمیگردد و چند روز پس از بازگشتش carles vane و Jack rakham به اطلاع Edward میرسانند که Torres در یک اردوگاه نظامى دریایى در حال اماده کردن پول زیادى است و Edward که از پول بدش نمیاد و بلند شد و سوار بر کشتى اش به ان اردوگاه سفر کرد و طلا ها را دزدید و …………………….

    پایان

    او بعد از سالها به اطلاعش میرسد که Caroline فوت کرده است و اینکه یک دختر جوان دارد به نام Jennifer دارد و همین الان هم او در راه است به جزیره Edward.

درباره نویسنده : salar

یک دیدگاه

امتیاز بازیها
موضوعات داغ هفته
اشتراک پیامک

کلیه حقوق مادی و معنوی برای گیم لایو محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد. طراحی شده توسط : طراحان عصر نوین